تعریف شما از یک پدر کامل چیست؟ پدری که پولدار باشد؟ یا پدری که همیشه با شما بازی کند؟ یا حتی پدری که هیچوقت برای هیچکاری شما را دعوا نکند؟!!! اگر شما هم دوست دارید پدر کاملی داشته باشید، این کتاب خوراک شماست!
«یک عدد بابا به فروش میرسد» نام دومین عنوان از سری کتاب های مجموعۀ «فروشیها» است که توسط «کاره سانتوس» در سال 2011 نوشته شده است. مجموعه کتابهای «فروشیها» به سرعت با استقبال گسترده خوانندگان کودک و نوجوان و حتی، پدرها و مادرهای آنها مواجه شد و در ایران نیز، ترجمۀ فارسی این کتابها بیش از 15 نوبت بار چاپ شدهاند.
کتابهای مجموعه «فروشیها» همگی از زبانی بسیار ساده، دلنشین و طنزگونه بهره میبرند. در عین سادگی و طنازی، داستانهای این مجموعه همگی درون مایهای روانشناسانه و آموزنده دارند. این کتابها علاوه بر داشتن ماجراهای جالب و جذاب از زندگی روزمرۀ نورا، دارای طراحی های بسیار جذاب و سادهای نیز هستند که توسط «آندرس گِررو» کشیده شدهاند.
این طراحیها همگی به سبک طراحی با مداد هستند و علاوه بر دو چندان کردن جذابیت کتابها، به فهم هرچه بیشتر ماجراها و نکات آموزشی به کودکان کمک میکند. نشر «هوپا» بازۀ سنی مناسب مخاطبین این مجموعه را «7 تا 12 سال» تعیین کرده است.
محصولات مرتبط: مردی به نام اوه
خلاصه ی مجموعه کتاب های فروشی ها
راوی این کتابها دختری است 10 ساله به نام نورا که شرح ماجراهایش با خانواده خود و خانوادۀ دوستش «اسکار» را برای مخاطبین ارائه میدهد. «یک عدد بابا به فروش میرسد» نیز داستانی است از زمانی که پدر نورا بعد از موفقیتهای بسیار در زمینۀ «مجری گری»، از کار بیکار میشود و به خانه میآید.
حالا او تصمیم گرفته است تا برای نورا یک «پدر کامل» شود اما، نورا تفکرات و توقعات شیرین، جالب ولی خیلی بچگانهای از یک پدر کامل دارد. نورا که همه کاره این داستان است، برنامهای متفاوت برای پدرش در نظر دارد: پیدا کردن یک شغل برای او!
کاره سانتوس نویسنده ی مجموعه کتاب های فروشی ها
«کاره سانتوس» نویسنده خوش ذوق اما کمتر شناخته شده اسپانیایی زبان است که هم برای مخاطبین «کودک و نوجوان» مینویسد و هم برای «بزرگسالان». این نویسندۀ اسپانیایی تاکنون آثار متعددی را نوشته و منتشر کرده است اما، با نوشتن مجموعۀ «فروشیها» به شهرتی جهانی دست یافته است.
او برای نوشتن جلد اول این مجموعه «یک عدد مامان به فروش میرسد» برندۀ جایزه کشتی بخار در سال 2009 نیز شده است. از جمله دیگر آثار او میتوان به کتابهای «یک عدد نخودی به فروش میرسد»، «یک عدد بهترین دوست به فروش میرسد» و «زیباترین جای جهان این جاست» اشاره کرد. «آندرس گِررو» نیز در سال 2009 برنده جایزه ملی تصویرگری برای کتاب کودک اسپانیا شده است.
بهترین ترجمه ی مجموعه کتاب های فروشی ها
«سعید متین» از جمله مترجمان سخت کوش و مطرح ایرانی در زمینۀ ترجمۀ آثار ادبی کودک و نوجوان است که به صورت مستقیم از زبان اسپانیایی به فارسی ترجمه میکند. او علاوه بر ترجمۀ آثار کودکان و نوجوانان، آثاری را نیز برای مخاطبین بزرگسال ترجمه کرده است. مانند رمان «گلبرگ بلند دریا» اثر «ایزابل آلنده».
از جمله ترجمه های مهم او در زمینۀ ادبیات کودک و نوجوان میتوان از ترجمۀ مجموعههای «ته جدولیها» اثر «روبرتو سانتیاگو» و «آگوس و هیولاها» اثر «ژائومه کوپونس» نام برد.
محصولات مرتبط: هری پاتر
بخش هایی از کتاب یک عدد بابا به فروش می رسد
جمعه شب. پیتزای چهار پنیر و پف فیل. آبنبات شیرین بیان و فیلم دزدان دریایی. بهترین دوستت روی مبل منتظرت است و پدرش که تازه همه چیز را روی میزهای عسلی تاشو آماده کرده، میگوید: «اسکار، نورا، شام و فیلم آمادهاند.»
عالی! برای شروع تعطیلات آخر هفته راهی بهتر از این سراغ دارید؟ جمعهها مامان اسکار همیشه دیر میآید، چون توی کتابفروشی کتابکودیل (که او صاحبش است)، نشست کتابخوانی دارد.
من عاشق گردهمایی کتاب خوانها هستم (و از آن بیشتر عاشق جلسه های قصه خوانی)؛ ولی از جلسهی جمعه شب زیاد خوشم نمیآید؛ چون برای پدر و مادرهاست و فقط از این کتابهای حوصله سر بر میخوانند که شیوهی درست تربیت ما را یادشان میدهند. خودتان میدانید دیگر، از همین کتاب هایی که تا عنوانشان را میبینی، دلت میخواهد از پنجره پرتشان کنی بیرون: نه گفتن به فرزندانتان را یاد بگیرید، آبنبات ممنوع و از این جور چیزها.
اسکار یک برادر کوچک دارد که اسمش نخودی است. البته در واقع اسمش یکی از همین اسمهای معمولی یا بهتر بگویم حوصله سر بر است، ولی ما ترجیح میدهیم نخودی صدایش کنیم؛ چون وقتی به دنیا آمد ریزه میزه و چروکیده بود. هنوز راه نیفتاده؛ ولی دیگر لوبیا سبز میخورد. اگر برعکسش بود بهتر بود.
نه؟ من خواهر و برادر ندارم؛ ولی یک گربه دارم که با ما زندگی میکند. اسمش «مامان» است و عاشق خوابیدن توی کمد حوله هاست (در واقع خوابیدن توی هرجور کمدی). من نورا هستم. وقتی این داستان شروع شد، تقریبا ده سالم بود. رنگ محبوبم نارنجی است.
چیزهایی که بیشتر از همه ازشان متنفرم اینهاست: ماهی، سبزیجات، جمع کردن، اسباب بازیها، زود خوابیدن و تکالیف ریاضی. مادر ندارم؛ منظورم این است که مادرم وقتی من چند ماهم بیشتر نبود، گذاشت رفت و دیگر هیچوقت ندیدمش. وقتی دربارهی او حرف میزنیم، پدرم غمگین میشود و همیشه همین را میگوید: «ما بزرگترها گاهی اشتباه های بدی میکنیم.»
پدر کامل نه هیچ وقت دعوایت میکند، نه داد میزند، نه عصبانی میشود، نه میگوید: «همین که گفتم.» نه تو را تنبیه میکند تا توی دستشویی (یا جایی دیگر) به رفتارات فکر کنی، نه میگوید: «تو دیگر بزرگ شدهای. باید مسئولیت پذیرتر باشی.» پدر کامل میخواهد بیست و چهار ساعته پففیل، آبنبات، پیتزا و یک عالمه شکلات بخوری و البته هرگز به سرش نمیزند ماهی یا سبزیجات یا حبوبات درست کند (یا اسفناج، یا مارچوبه، یا کرفس، یا…).
آیا این بررسی برای شما مفید بود
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
برای ارسال دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید وارد حساب کاربردی شوید